|
طلوع مهتاب
|
||
|
سفری به رویاهای خویشتن |
باری به شبنم سرخ
آوازهای چشمه را بخوان !
بشارتی اگر رسید ،
کنار کعبه ی ما اطراق کن . . .
صدای بلند عشق
حراج است .
"رهگذر عزیز تولدتان را صمیمانه تبریک می گویم."
عصر است . بعد از آبپاشی ، حیاط و باغچه ، گرمای روز
کوتاه پاییزی را بیرون میدهند . باغچه پر از اطلسی است .
اطلسی های سفید و کبود و صورتی .
شیر آب را میبندم ، شیلنگ را با طمانینه دور هم می پیچم
و گوشه ی حیاط می گذارم . کنار باغچه می نشینم و دست
زیر چانه میزنم و به اطلسی ها نگاه می کنم .
شستن حیاط و آب دادن به باغچه آخرین وظیفه ی روز من
است . از این کار لذت می برم اما از فکر اینکه بعد دیگر کاری
برای انجام دادن نیست ، ناآرام و پریشانم . بیکار ماندن را
دوست ندارم . بیکار که می مانم فکر می کنم .
فکر های ناخوشایند ، خیالهای بیهوده . . .
. . . . . . .
به باغچه نگاه می کنم ، هوا تاریک است . بی آنکه چراغ
را روشن کنم به طرف پنجره ی رو به حیاط می روم . پرده را
پس می زنم . اطلسی ها در تاریکی محو به نظر می رسند .
چشم هایم را تنگ میکنم و خیره میشوم .
توی باغچه فقط رنگ میبینم . رنگ های ملایم ، رنگ های تند ،
درهم .
پرده را می کشم .
کدامین ماه را یا رب در این محمل بود منزل
که محمل میرود از شهر و شهری از پی محمل
" حميد مصدق "
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالها هست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
* * *
" جواب فروغ فرخ زاد به حميد مصدق"
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالها هست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت

مگی مهربانم ،
و طرقه جونم ،
قبولی شما در مقاطع فوق لیسانس و لیسانس را تبریک می گویم ،
باعث افتخارید .

خیلی خوشحالم ، خیلی ی ی ی ی . . . .
|
|